
|
سلام به حسین(ع)
***یا حسین*** ***تو مرا مددی کن*** و سلام به همه دوستای گلم اومدم دوباره اینجا دو کلمه درد و دل کنم می خوام دوباره بیام تو وبلاگم بنویسم این مدته که نبودم خیلی بهم سخت گذشت خیلی اتفاقها افتاد واسم ولی حالا قصد کردم دل از همه چی ببرم بشم همون ابوالفضل سابق می خوام دوباره تنها بشم دیگه دل به آدما و عشقای الکیشون ندم میخوام یه مدت بشینم و به خودم فکر کنم کل این همه وقت فکرم و معطوف اونایی کردم که ارزشش و نداشتن یا اگه داشتن یه روزی کاری کردن که همه اون روزای خوب از یادم بره نمیدونم شاید منم آدمی بشم مثل اونا نمی دونم میتونم یا نه می تونم مثل اونا دل بشکنم یا نه؟ بگذریم الان نمیدونم چی بنویسم و از کجا بنویسم بذارم واسه .... ولی نه این دفعه میام اگه دیر به دیرم بیام ولی میام میخوام بیام اینجا حرفامو بزنم دیگه گفتن حرفای دلم واسه آدما دردمو دوا نمی کنه بذار واسه خودم بگم از هیچ کسم نمیخوام که بیاد وبلاگم و ببینه چون این حرفایی که اینجا مینویسم حرفای دل خودم واسه خودم نمیخوامم کسی دلش واسم بسوزه یا حتی به فکرم باشه میخوام تنها واسه دل تنهای خودم بگم و یادم باشه که اگراین خاطر خسته من سالها تنها موند دیگه از هیچ بی سر و پایی طلب عشق نکنم...یا حق
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1 بهمن1385ساعت 11:30 PM توسط یک مـــــــــــــــرد تــنـــــــها |
|
|
سلام دوستای گلم مدتی بود نیومده بودم تو وبلاگم جایی که بهترین جاست واسه زدن حرفای دلم بچه ها اومدم فقط یه چیز و بگم اونم اینکه قدر خودتون رو بدونید نزارید هر از راه رسیده ای ادعا کنه دوستون داره و یه روزم بزن زیر همه حرفاش جون ابوالفضل بیاین و دلاتون و به هیچکی ندین آخه به نظر شما می ارزه؟ یکی بیاد و ادعا کنه دوست داره ولی بعدش ببینی همچی فقط حرف بوده به قول معروف طلب عشق زه هر بی سر و پایی نکنید... دوستون دارم ابوالفضل
|
||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 9:26 PM توسط یک مـــــــــــــــرد تــنـــــــها |
|
||||
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 مهر1385ساعت 10:21 PM توسط یک مـــــــــــــــرد تــنـــــــها |
|
|
سلام
بچه ها می دونید چیه چند وقتیه خیلی خستم هیچی واسم تازگی نداره هیچی راضیم نمیکنه آخه وقتی کسی نباشه که آدم دوسش داشته باشه وقتی کسی نباشه که دلش واسه آدم تنگ بشه بهتر از اینم نمیشه دلم تنگه دوستای گلم واسم دعا کنید شاید یه جوری از این عذاب راحت بشم خدایا از این همه لبخند ظاهری خسته شدم کمکم کن.....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 25 شهریور1385ساعت 10:26 PM توسط یک مـــــــــــــــرد تــنـــــــها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آرزو میکردم که ای کاش باورم کنی و سکوت دلم را از نگاهم بخوانی تا شاید روزی دستان تو مرا لمس کند
|
| لوگوی وبلاگ |
| شعرهاي من |
|
|
| در مورد من |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 |
| لوگوهاي دوستان |
|
|
| ساعت به وقت کامپوتر شما |
| موزيک وبلاگ |
|
موزیک وبلاگ آهنگ: مسافر با صداي: مريم حيدر زاده -- شعر -- غصه نخور مسافر |