X
تبلیغات
سکوت دل - خدايا تو كمكم كن

سکوت دل

حرفهای دل یک تـــنــــــــــــها

خدايا تو كمكم كن

خداي من امروز خيلي خستم دلم گرفته دنبال هر چيزي كه گشتم راضيم نكرد پيش هر كسي رفتم با هر كسي صحبت كردم دركم نكرد

بازم دلتنگيم موند رو دلم

الان شرمنده و روسياه اومدم پيش خودت ميدونم خيلي دير اومدم ولي ميدونم كه خيلي بزرگي،پس مي بخشيم

ميخواستم باهات درد و دل كنم

دوست دارم گوش كني

خدايا خودتم مي دوني خسته شدم از بس آدماي تو دلمو شكستن

از بس ازشون دروغ شنيدم

خدايا دلم گرفته از بس دلخوش شدم به چيزاي الكي

خدايا خسته شدم از بس كه دل به آدما بستم ،هر كي اومد فكر كردم اين يكي با بقيه فرق مي كنه،مي تونه حرفمو بفهمه ، اما نه همه مثل هم بودن

عشق،محبت،دوستي،وفا،صميميت،صداقت، همه و همه قصه شدن

خدايا دستم و بگير ولم نكن

ميدوني چيه خداي من فكر مي كنم خيلي ازت دور شدم خيلي بد شدم

ديگه از خودم خسته شدم از بدي هام از.....

خدايا خودت ميدوني كه چقدر دوست دارم

ولي ديگه روم نمي شد درتو بزنم آخه من ديگه اون آدمي نيستم كه قبلا بودم

حس مي كنم خيلي ازت دور شدم

امروز اون قده از همه خسته شدم كه ديگه صبرم تموم شد گفتم هر چه قدر هم من روسياه باشم ولي خداي من ، منو مي پذيره

خدايا خسته شدم خالا كه اومدم بپذيرم

كمكم كن دستم و بگير

الهي امين

  "ابوالفضل"      

+ نوشته شده در  شنبه 21 مرداد1385ساعت 11:59 PM  توسط یک مـــــــــــــــرد تــنـــــــها  |