من هنوز زنده ام

متاسفانه من هنوز زنده ام و زندگی میکنم

سعی میکنم بیام تو وبلاگ هرچند مثل خرابه شده ولی میام بازم چون جای دیگه ای رو ندارم!!1

سلام

الان بعد از 2 سال و 1 ماه و 24 روزه كه دارم دوباره تو اين وبلاگ مينويسم

خيلي خستم از اين زمونه

الان دقيقا 11 ماه و 8 روزه كه عزيزترين كسم رو ديگه نديدم يعني 344 روزه كه اونو نديدم ديگه خسته شدم كاش ميشد منم ميرفتم پيشش

برام دعا كنيد ديگه قدرت تحملش رو ندارم ميخوام برم پيشش.........

یا حسین تو مرا مددی کن

سلام به حسین(ع)

The image “http://www.cloob.com/intpics/2997vt.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

***یا حسین***

***تو مرا مددی کن***

و سلام به همه دوستای گلم اومدم دوباره اینجا دو کلمه درد و دل کنم می خوام دوباره بیام تو وبلاگم بنویسم این مدته که نبودم خیلی بهم سخت گذشت خیلی اتفاقها افتاد واسم ولی حالا قصد کردم دل از همه چی ببرم بشم همون ابوالفضل سابق می خوام دوباره تنها بشم دیگه دل به آدما و عشقای الکیشون ندم میخوام یه مدت بشینم و به خودم فکر کنم کل این همه وقت فکرم و معطوف اونایی کردم که ارزشش و نداشتن یا اگه داشتن یه روزی کاری کردن که همه اون روزای خوب از یادم بره نمیدونم شاید منم آدمی بشم مثل اونا نمی دونم میتونم یا نه می تونم مثل اونا دل بشکنم یا نه؟

بگذریم الان نمیدونم چی بنویسم و از کجا بنویسم بذارم واسه .... ولی نه این دفعه میام اگه دیر به دیرم بیام ولی میام میخوام بیام اینجا حرفامو بزنم دیگه گفتن حرفای دلم واسه آدما دردمو دوا نمی کنه بذار واسه خودم بگم از هیچ کسم نمیخوام که بیاد وبلاگم و ببینه چون این حرفایی که اینجا مینویسم حرفای دل خودم واسه خودم نمیخوامم کسی دلش واسم بسوزه یا حتی به فکرم باشه میخوام تنها واسه دل تنهای خودم بگم

و یادم باشه که اگراین خاطر خسته من سالها تنها موند دیگه از هیچ بی سر و پایی طلب عشق نکنم...یا حق

http://www.siaheh.com/up/images/shame_ghariban_emam_hossein.jpg

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ...

سلام دوستای گلم

مدتی بود نیومده بودم تو وبلاگم جایی که بهترین جاست واسه زدن حرفای دلم

بچه ها اومدم فقط یه چیز و بگم اونم اینکه قدر خودتون رو بدونید

نزارید هر از راه رسیده ای ادعا کنه دوستون داره و یه روزم بزن زیر همه حرفاش

جون ابوالفضل بیاین و دلاتون و به هیچکی ندین آخه به نظر شما می ارزه؟

یکی بیاد و ادعا کنه دوست داره ولی بعدش ببینی همچی فقط حرف بوده

به قول معروف طلب عشق زه هر بی سر و پایی نکنید...

دوستون دارم ابوالفضل

 

تو مپندار که خاموشی من،هست برهان فراموشی من...

سلام

بچه ها می دونید چیه

چند وقتیه خیلی خستم

هیچی واسم تازگی نداره هیچی راضیم نمیکنه

آخه وقتی کسی نباشه که آدم دوسش داشته باشه  وقتی کسی نباشه که دلش واسه آدم تنگ بشه

بهتر از اینم نمیشه

دلم تنگه دوستای گلم

واسم دعا کنید شاید یه جوری از این عذاب راحت بشم

خدایا از این همه لبخند ظاهری خسته شدم

کمکم کن.....

 

در جستجوی دوست

دلم می خواهد بسرایم

 

دلم می خواهد بسرایم

 

از اشک غمگینم

 

از روزگار سهمگینم

 

از دستهای رنجور و لرزانم

 

از آرزویی که همیشه حسرتش را خوردم

 

از آنها که بودند و من باورشان نکردم

 

و آنها که بودم و باورم نکردند

 

از آنها که دلم را گرفتند

 

بازیگران خوب زمانه

 

آنها که دلم را به بازی گرفتند

 

بازیهای خوب وشیرین

 

ولی همگی تموم شد

 

با تلخی

 

با اشک

 

 

خدایا امان دل عاشقم

 

روح حقیقت وجودم

 

دوست داشتنی ترین یافتنی ناپیدا

 

چرا لمس تو بعضی وقتها سخت میشه

 

چرا تو رو دور می بینم

 

تو که بعضی وقتها اون قد به من نزدیکی که فکر می کنم دسات رو شونه هامه

 

حالا چرا پیدات نمی کنم؟

 

کل باغ رو به امید دیدنت گشتم

 

از پروانه ها ، گنجشک ها

 

گل ها،درخت ها،همه و همه نشونیت رو گرفتم و

 

دنبالت گشتم

 

زیر سایه درخت بید ته باغ

 

لای گلبرگهای سفید مریم

 

هر جا گشتم ندیدمت

 

 

خسته شدم

 

اومدم کنار آب

 

تشنه بودم یا نبودم یادم نیست

 

چون همه ی حواسم پیش تو بود

 

وضو کردم و نماز خوندم همونجا زیر سایه درختان سبزت

 

نمازم که تموم شد

 

دیدم تو که اصلا گم نشده بودی

 

هر جا میرفتم با من بودی

 

خدایا تو که  تمام وجود مرا گرفته ای

 

چرا منه ظالم گاهی فراموشت می کنم ؟


چرا حس می کنم نیستی

 

می خوام ازت یه در خواست کنم

 

اونم این که

 

ببخشیم

 

واسه خاطر همه چیز

 

می دانم که اگر تنها ترین تنها شوم باز هم تو هستی و تو رو دارم

 

پس همیشه مرا نگاهبان باش

 

دوستت دارم خدای من

 

کاش می شد لمست کرد و بوسیدت

 

ولی

 

نه شاید اگر اینجوری بود

 

یه روزی ازت خسته می شدم

 

به همین راضیم که نیستی وحس بودنت واسه همیشه تو خون و جونمه

 

دوست دارم

 

     "ابوالفضل"             

 

نظر شما چیه؟

"به نام خدای بی همتا یاور یکتا"

سلام تو پست قبلی بهترین جوابی که واسه سوالم گرفت رو یکی از دوستان عزیز که خودشون رو مامندی معرفی کرده بودند داده بودن (این هم وبلاگ این دوست عزیز اینجا  رو کلیک کنید)

واسه همین گفتم تا شما هم بخونیدش و نظر بدین

"""""""""""

سلام . تصور کن معشوقت ؛ عزیزترین کست ؛ کسی که از صمیم قلب دوستش داری یه روز بیاد پیشت و یه چیزی رو به امانت به تو بسپره و بهت بگه این پیشت باشه من یه مدت میرم سفر ؛ وقتی اومدم دوباره میام پیشت و امانتی رو ازت پس میگیرم . مطمئنم برای اومدنش و دوباره دیدن اون لحظه شماری میکنی و همیشه خدا خدا میکنی که زودتر بیاد تا تو دوباره بتونی در کنارش باشی و اون رو ببینی . حالا این مسئله رو به خدا و عمری که به امانت بهت سپره گسترش بده . اگه بتونی زندگی رو یه امانت از طرف عزیزترین کست تصور کنی ؛ مطمئن باش دیگه از مرگ نمی ترسی و همیشه دعا میکنی که ای کاش صاحب این امانت هر چه زودتر به دیدنت بیاد .

""""""""""

منتظر نظرات شما هم هستم سعی کنید نظر بدین و در مورد پست بنویسید تا احوال پرسی و خوش و بش - تا بتونیم از هم چیزهای خوبی یاد بگیریم

             ابوالفضل              

خدایا

سلام دوستای گلم

از اینکه چند روزی نبودم معذرت می خوام

چند روزیه که حالم اصلا خوب نیست

راستی تا حالا اصلا فکر کردین اگه الان بمریم چی میشه؟

شاید تا حالا زیاد بهش با تامل فکر نکرده بودم تا اینکه پریروز یه دفعه قلبم درد گرفت شاید اگه تا فقط یک دقیقه ادامه پیدا میکرد دیگه تو این دنیا نبودم تو همون چند ثانیه یه دفعه همه چی اومد جلوم

اونجا بود که ترسیدم از مردن ، از اینکه اصلا آمادگی مردن رو نداشتم ، تا الانم هنوز تو شوک اون اتفاقم، واقعا چی میشد اگه ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدایا

خدایا٬دوست دارم نه بهشت باشد و نه دوزخ ونه هیچ جاده ای که بین من تو فاصله بیندازد.دوست دارم هر روز تو را در نفس تازه خورشید و هر شب در سایه- روشن ماه بیبینم.دوست دارم نیمه شبها با من به کوچه های اندوه بیایی و ببینی  که چگونه کنار گلهای شمعدانی و با بونه ها نی مینوازم.

خدایا٬دروازه های اسمان را به من نشان بده و بگذار دست هایم در منظومه ی شمسی جریان پیدا کنند. فانوسهای مهربانی ات را بر سر راه من بر افروز تا در بیشه های زشت  و مه الود گناه گم نشوم.

خدایا٬مرا در گرد و غبار رویاها یم  تنها رها مکن و پرنده ها وابرها را از من مگیر! وهنگامی که سوسن های بی قرار در دود و باران اواز می خوانند٬مرا به خا نه ات ببر!

خدایا٬دوست دارم در زیباترین اسمان تو زندگی کنم و دوشنبه ها با رودخانه و رازیانه ها به گردش بروم. سوگند به دریا و به هر موجی که هر دم به سویت بال می گشاید ٬شبها گاهی در در جستجوی تو پوست اشیا را لمس کنم وحتی از سنگها سراغت را میگیرم.

ای اولین نامی که شنیده ام و ای اخرین عطری که خواهم بویید! دلم می خواهد زیر پلکهای تو نفس بکشم و برای افرینه های تو شعر گویم.

"""این متن از خودم نیست"""

عید مبارک

سلام دوستان گلم

راستي عيد همتون مبارك عزيزان

محمد پیامبر نور و رحمت
We once had a Teacher
زمانی ما آموزگاری داشتیم
The Teacher of teachers,
استاد تمامی معلمان
He changed the world for the better
او دنیا را به سوی بهتر بودن تغییر دارد
And made us better creatures,
و باعث شد که ما مخلوقات بهتری بشویم
Oh Allah we’ve shamed ourselves
اوه خدایا ما از خودمان خجالت می کشیدیم
We’ve strayed from Al-Mu’allim,
ما از آن معلم غافل شده ایم
Surely we’ve wronged ourselves
بدون شک این خود ما بودیم که گناه انجام می دادیم
What will we say in front him?
ما چه چیزی در مقابل او خواهیم گفت

**********

كاش...

کاش آیینه ها تکرار بی کسی من نبودند

کاش سکوت فریاد تنهایی من نبود

کاش قلبم خالی از گل بوته های مهر نبود

                     ****

می خواهم قلبم را بکارم در گلدانی از نور

می خواهم سکوت را با فریادی بشکنم

می خواهم آینه ها را با برق نگاهت نابود کنم

                 ********

"نوشته: ۵/۴/۱۳۸۴ (یکسال و یک ماه و ۲۵ روز پیش) در یکی از روزای امتحانات پایان ترم سال گذشته تنها‌‌‌،بازم تنها،داخل کتابخانه داشگاه یادش بخیر همه چی گذشت "

 "ابوالفضل"                   

همدرد

 

 

دوست دارم

 
بنام دوست كه آفريد عشق را براي با هم بودن

و آفريد اشك را براي بي تو بودن....

وقتي كه چشماشو باز كرد ديد كه كنارش نشسته و..

باز تو چشماش زل زده.

خيلي وقت بود كه حس مي كرد يه چيزي اين نگاهارو بهم پيوند مي زنه

با اينكه مي ترسيد ولي به خودش جرات داد

لبش رو به لباش رسوند وآرام زمزمه كرد....

 دوست دارم

     "ابوالفضل"          

حیف .....

بدون مقدمه سلام

امروز داشتم فکر میکردم چطوری میشه اشتباهات گذشته رو جبران کرد

دیروز من نصف هارد کامپیوترم پاک شده بود خیلی ناراحت بودم ولی امروز با یه برنامه همش رو برگردوندم

داشتم فکر می کردم کاش می شد تو زندگی هم اون چیزایی رو که ناخواسته از دست میدیم دوباره بدستشون بیاریم

ولی حیف که دیگه  نمیشه

حیف .....

 

ديگه بسمه شكستن

نميدونم خدايا چرا آدمات اينجوري شدن

به هيچ كس نمي شه گفت دوست دارم

چرا خدايا ، چرا عشق قصه شده؟
از اين نا مهربوني هاي زمونه دارم از غصه مي ميرم..........

خداي من تو اي پايان تنهايي پناه آخر من باش....

دلم گرفت اي همنفس

پرم شكست

تو اين قفس

توي اين غبار

تواين سكوت

چه بي صدا نفس نفس

.....

خدايا تو بگو چي شده اون احساسهاي پاك

چي شده اون آدماي صادق

كجا رفتن عاشقاي حقيقي

چرا ما نتونستيم عاشق بمونيم

....

ديگه خسته شدم خدايا

ديگه بسمه شكستن ، نميخوام عاشق بمونم.............

 ابوالفضل       

 

خدايا تو كمكم كن

خداي من امروز خيلي خستم دلم گرفته دنبال هر چيزي كه گشتم راضيم نكرد پيش هر كسي رفتم با هر كسي صحبت كردم دركم نكرد

بازم دلتنگيم موند رو دلم

الان شرمنده و روسياه اومدم پيش خودت ميدونم خيلي دير اومدم ولي ميدونم كه خيلي بزرگي،پس مي بخشيم

ميخواستم باهات درد و دل كنم

دوست دارم گوش كني

خدايا خودتم مي دوني خسته شدم از بس آدماي تو دلمو شكستن

از بس ازشون دروغ شنيدم

خدايا دلم گرفته از بس دلخوش شدم به چيزاي الكي

خدايا خسته شدم از بس كه دل به آدما بستم ،هر كي اومد فكر كردم اين يكي با بقيه فرق مي كنه،مي تونه حرفمو بفهمه ، اما نه همه مثل هم بودن

عشق،محبت،دوستي،وفا،صميميت،صداقت، همه و همه قصه شدن

خدايا دستم و بگير ولم نكن

ميدوني چيه خداي من فكر مي كنم خيلي ازت دور شدم خيلي بد شدم

ديگه از خودم خسته شدم از بدي هام از.....

خدايا خودت ميدوني كه چقدر دوست دارم

ولي ديگه روم نمي شد درتو بزنم آخه من ديگه اون آدمي نيستم كه قبلا بودم

حس مي كنم خيلي ازت دور شدم

امروز اون قده از همه خسته شدم كه ديگه صبرم تموم شد گفتم هر چه قدر هم من روسياه باشم ولي خداي من ، منو مي پذيره

خدايا خسته شدم خالا كه اومدم بپذيرم

كمكم كن دستم و بگير

الهي امين

  "ابوالفضل"      

بودن و نبودن...

يه روز مياي سراغم كه خيلي وقته رفتم

يه روز مياي سراغم كه خيلي وقته رفتم
هزار هزار بهونه از اون نگات گرفتم
اين روزارو يادت باشه كه يه وقت نگي نگفتي
اون روزا دور نيست كه به ياده من بازم نيفتي

يه وقتي برميگردي كه فايده اي نداره
هر چي سرم آوردي دنيا سرت مياره

دوست ندارم خورشید باشم

می دانستی که هرگز دوست ندارم خورشید باشم

تا شاید روزی گرمای من تو را ناراحت کند

و تو با دستهایت جلوی چشمانت را بگیری و نخواهی مرا ببینی

"ابوالفضل"

مرگ در مرداب

 
مرگ در مرداب
 
لب دريا رسيدم تشنه، بي تاب،
 
ز من بي تاب تر، جان و دل آب،
 
مرا گفت : از تلاطم ها مياساي !
 
كه بد دردي است جان دادن به مرداب !
 
فریدون مشیری

LOVE is Lie

سکوت دل

کي اشکامو پاک ميکنه

کي اشکامو پاک ميکنه

کي اشکامو پاک ميکنه
شبا که غصه دارم
دست رو موهام کي ميکشه
وقتي کسی رو ندارم

شونه کي
مرهم هق هقم ميشه
از کي بهونه ميگيرم
شباي بي ستاره

برگ ريزوناي پاييز
کي چشم به رام نشسته
از جلو پام جمع ميکنه
برگاي زرد و خسته

کي منتظر ميمونه
حتي شباي يلدا
تا خنده رو لبام بياد
شب برسه به فردا

کي از سرود بارون
قصه برام ميسازه
از عاشقي ميخونه
وقتي که راه درازه

کي از ستاره بارون
چشماشو هم ميذاره
نکنه ستاره اي بياد
ياد منو نياره

*********

تنهای تنهام

تنهای تنهام

تو اگر میدانستی، چه زجری دارد، خنجر از دست عزیزان خوردن،
از منه خسته نمی‌پرسیدی

آه ای مرد چرا تنهایی ...

در جستجوی عشق

جستجو

همیشه عشق را

در پس هر گرد و غبار نا معلوم

در پس یک نور 

در پناه دستانی که بر شانه هایم بودند

جستجو می کردم

اما هیچ وقت نفهمیدم هر چه می گردم آنرا جستجو بیهودست

دل را به ترانه های خیس شبهایم خوش کرده بودم

و دنیا را همیشه در پشت قاب سبز خیالم می دیدم

و آن شب...

آن شب که صدایی مرا می خواند

انگار که گوشهایم کر بودند و

چشمهایم کور

و اکنون من هستم و ....

"ابوالفضل"

 

لا لا لا لا نخواب خواب که دوا نيست

لا لا لا لا نخواب سودی نداره

همون بهتر که بشماری ستاره

همون بهتر که چشمات وا بمونه

که ماه غصه اش نشه تنها بيداره

*****

لا لا لا لا نخواب ميدونه جنگه

دست هر کی ميبينی يه تفنگه

يه عمره دور چشماش گشتم اما

نفهميدم که اون چشما چه رنگه

*****

لا لا لا لا نخواب زندونه دنيا

سر ناسازگاری داره با ما

بشين باز هم دعا کن واسه اون

که ما رو اينجا گذاشت تنهای تنها

*****

لا لا لا لا نخواب اون راه دوره

خدا ميدونه که حالش چه جوره

توی خلوت ميگم اينجا کسی نيست

خداييش که دلم خيلی صبوره

*****

لا لا لا لا نخواب تيره است چراغم

مثل اتشقشان ميمونه داغم

به جون گلدونا کم غصه ای نيست

هزار شب شد هزار شب شد نيومد باز سراغم

*****

لا لا لا لا نخواب خواب که دوا نيست

دل ديوونه داشتن که خطا نيست

*****

لا لا لا لا نخواب ماه رو نگاه کن

من اسفند رو ميارم تو دعا کن

بگو برگرده پيش ما بمونه

کتاب حافظ رو بردار و وا کن

***** 

لا لا لا لا نخواب سرما تو راهه

هميشه عمر خوشبختی کوتاهه

*****

لا لا لا لا نخواب تنهايی زرده

اگه طولانی شه مثل يه درده

اگه چشم انتظار باشی که هيچی

دروغ ميگی به دل که بر ميگرده

***** 

لا لا لا لا نخواب دنيا خسيسه

واسه کم ادمی خوب مينويسه

يکی لبهاش تو خوابم غرق خنده است

يکی پلکاش تو خوابم خيسه خيسه

 **********

"شعر از مریم حیدر زاده "

"البته بعضی جاهاش رو حذف کردم"

دل من

باوركن دل من، كه ديگر صداي چنگي تو را نخواهد لرزاند

ديگر شعر حافظي  قصه دلت را رسوا نخواهد كرد

زماني مي رسد كه از سختي كنايه بر سنگ مي زني

و به ياد نخواهي آورد كه روزي

به لطافت گل هاي اطلسي حياتمان بودي

قصه ات را همه ميدانند

حرفهايت را همه شنيده اند

شكستن ها يت را همه ديده اند

*****

ولي افسوس...

افسوس كه آن را قصه اي تلخ خواندند

مي دانم دل من

مي دانم كه روزاول چه آسان خودت را به سرنوشت سپردي

و چه سخت پذيرفتي تقديرت را  روز آخر

***** 

دل من باور كن خودت را

زمزمه هاي بر لبم شو

شعرهاي دفترم شو

روياي هر شبم شو

و در اين روزگار سخت تنهايي همدمم شو......

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"ابوالفضل"

سكوت

سكوت آب
مي تواند
خشكي باشد وفرياد عطش؛
سكوت گندم
مي تواند
گرسنگي باشد وغريو پيروزمندانه ی قحط؛
همچنان كه سكوت آفتاب
ظلمات است
اما سكوت آدمي فقدان جهان و خداست؛
غريو را
تصويركن !

"شاملو"

تقدیر

هنوز هم نمی دانم که چرا خود را

مسئول تقدیر می دانم

چرا فکر کردم که باید

تاوان همه کس را بدهم...

جز آن که هر چه کردم و گفتم

نشان ز صداقت داشت....

پس به کدامین گناه ناکرده

سالهای عمرم را - تنها به خاطر دیگران - با هیچ معامله کردم...

"خرداد ۸۵ "

سلام دوباره

به نام دوست

سلام خدمت همه دوستان ببخشید منو که چند روزی نتونستم بیام بهتون سر بزنم

یه مشکل کوچولو بود نتونستم بیام نت در هر صورت حالا که اومدم

***********